نمونه سوالات نهایی
اخر سریال در انتظار افتاب , مدل لباسمجلسیبرای , جملات حاجی , کرم ساير , دانلود شعر نابرده رنج از احسان خواجه اميري , عکسهای بازیکنان استقلال به همراه همسرشان , کارینا کاپور , نحوه ي بيش كويى با فال ورق , عکس های جدید ادل , نمونه سوالات نهایی ریاضی پنجم ابتدایی 
آخرين مطالب
لینک های مفید

|
|

 

 

زبان شناسی

 

 

زبان­شناسی علم مطالعه تمامی جنبه­های زبان بشر است. از میان بیش از ۶۰۰۰ زبان دنیا، بیشتر آن‌ها هرگز به درستی توصیف، مطالعه و حتی نوشته نشده­اند. بسیاری از این زبان‌ها در ۵۰ سال آینده از روی کره خاکی محو خواهند شد. مستندسازی این زبان‌ها به دلایل بسیاری اهمیت دارد، که یکی از آن‌ها اشتیاق بشر برای پاسخ به یک پرسش اساسی است: چرا و از چه جهاتی زبان‌های دنیا با هم شباهت دارند؟ چرا و از چه جهاتی آن‌ها با هم متفاوتند

 

زبان‌شناسی بررسی می­کند که چگونه زبان‌ها این امکان را فراروی گویشوران قرار می‌دهند تا عقاید و احساساتشان را به یکدیگر منتقل کنند؛ چه طور سبک‌ها و گونه­های مختلف زبانی پدید می­آیند و چه طور مردم آن‌ها را در ارتباطات روزمره خود به کار می­گیرند؛حال چه در موقعیتی غیررسمی (اصُّب تا شب جون میکنی، آخرشم هیشکی نی یه دسِت دَر نکُنه خشک و خالی بگه)و چه در بافتی رسمی(از بام تا شام عرق بریز اما دریغ از یک قدردانی ناچیز!).مردم دارای دانشِ زبانی عظیم، پیچیده و بسیار سازمان­یافته­ای هستند؛با این وجود، تقریباً تمامی این دانش به صورت ناخودآگاه است. این همان دانشی است که به کار می­گیریم تا افکار خود را به زنجیر کلام د‌رکشیم و آنچه دیگران به ما می­گویند را دریابیم.

 

این همه را با آنچنان سرعتی انجام می­دهیم که به ندرت پیش می­آید به این روندهای شگرف وقعی بگذاریم.این همه، زمانی توجه ما را به خود جلب خواهد کرد که درصدد یادگیری زبانی دیگر برآییم، یا با کودکانی برخورد کنیم که در سن فراگیری زبان مادریشان هستند، یا افرادی را ببینیم که دچار اختلال زبانی شده­اند.

 

تلاش زبان­شناسان نیز در راستای پی‌بردن و صورت­بندی این دانش ناخودآگاه زبانی است؛چگونه اهل زبان این دانش را به کار می‌گیرند و چگونه در کودکی، خود آن را اکتساب کردند؟برخی از زبان­شناسان از طریق مشاهده و توصیف ساختِ زبان(دستور زبان)به این امر مبادرت می­ورزند.برخی دیگر بررسی خود را به مسائلی از قبیل یادگیری زبان در کودکان، اشتباه‌های لُپی(که ناخودآگاه صورت می­گیرند)و اختلالات زبانی کودکان یا سالخوردگان معطوف می­کنند.

 

برخی زبان­شناسان به مطالعه جنبه اجتماعی زبان می­پردازند.آن‌ها این مطالعه را به روش‌های مختلف انجام می‌دهند، از قبیل مشاهده و توصیف مکالمات حضوری یا تلفنی، بررسی روایت شفاهی داستان و مکالمات بین پزشک و بیمار و همچنین از طُرُق دیگری که زبان برای تعاملات اجتماعی به کار گرفته می­شود.این گروه از زبان‌شناسان همچنین در تلاشند تا پی ببرند به اینکه چه طور مردم زبان را با حرکات در می­آمیزند تا بدین‌وسیله منظور خود را به دیگران برسانند(مثل چشمک زدن، اخم کردن، اشارات مختلف با دست و نظیر این‌ها).زبان­شناسان تأثیر مقولات زبانی را بر تفکر و رفتار روزمره انسان‌ها مورد بررسی قرار می­دهند و نیز به این پرسش می­پردازند که آیا گویشوران زبان‌های مختلف از اندیشیدنِ به غایت متفاوت نیز برخوردارند.

 

همچنین به ویژگی‌های فیزیکی امواج صوتی نیز می­پردازند و نیز به اینکه ذهن افراد در هنگام خواندن یا شنیدن چیزی چگونه عمل می­کند. زبان­شناسان از دانشی که گویشوران جهت پردازش گفتارِ خود از آن بهره­مند می­شوند برای نوشتن برنامه­های رایانه­ای پردازش زبان استفاده می­کنند.علاوه بر این،تحلیل‌های معنایی را نیز در این راستا به کار می­گیرند تا برنامه­هایی را خلق کنند که کارهایی از قبیل جستجوی اینترنتی، ترجمه ماشینی و پرسش و پاسخ را انجام می­دهند.

 

 

زبان­شناسان برای زبان‌هایی که تا به حال هرگز نوشته نشده­اند، نظام نگارش(الفبا)و فرهنگ واژگان تهیه می­کنند و دستور ذهنی و ناخودآگاه گویشوران را ترسیم و صورت­بندی می­نمایند تا کتاب‌های درسی آموزش زبان را بر اساس آنها تهیه و تدوین کنند.آن‌ها می­کوشند تا تأثیرات سواد را بر جوامع مختلف بسنجند و مشاهده کنند جوامع مختلف نسبت به بی­سوادی چه رویکردهایی دارند؛ تا از این رهگذر به راه­حل‌هایی بیاندیشند(البته اگر راه حلی باشد)که بتوان آن‌ها را در مورد افراد بی­سواد یک جامعه به کار بست.همچنین به بازسازی زبان‌هایی می­پردازند که متعلق به پیش از تاریخ بوده­اند و صدها بلکه هزاران سال پیش به کلی تبارشان برافتاد و خاموش شدند. این گروه از زبان‌شناسان با بررسی در زبان‌های خاموشِ عهد باستان به نظامی پی می­برند که تحول زبان‌های باستان را به هزاران زبان امروزی بشر میسر نموده است.

 

در یک کوته­ گویی و ساده­گویی می­توان گفت علم زبان­شناسی مسائل ذیل را مورد مطالعه و بررسی قرار می­دهد:

· ساخت و تاریخ زبان‌ها؛

· معنایی که در پس کاربرد زبان نهفته است؛

· چه طور زبان‌های دنیا به هم مربوطند؛

· کودکان چگونه زبان را فرا می­گیرند؛

· هنگامی که مردم سخن می­گویند در واقع چه اتفاقی دارد می­افتد؛

· چه ویژگی­هایی در بین همه زبان‌های انسان‌ها مشترک است؛

· چرا زبان‌ها با هم متفاوتند؛

· کاربرد و استفاده زبان در ادبیات، رسانه­ها و گروه‌های اجتماعی متعدد چگونه است؛

· در صورت آسیب دیدن مغز در اثر سکته یا مصدومیت چه بر سر قوه نطق می­آید؛

· آیا رایانه­ها قادر به فهم و استفاده از زبانِ انسان خواهند شد؛

 

 

و بسیاری مسائل دیگر.

* گرایش‌ها و ابعاد مختلف این رشته در کارشناسی ارشد

درحال حاضر مقطع کارشناسی این رشته وجود ندارد، اما با صحبت‌های انجام گرفته توسط مسئولین قرار است در آینده نزدیک، این رشته در مقطع کارشناسی هم به وجود آید. در مقطع کارشناسی ارشد این رشته دو گرایش دارد: ۱- زبان‌شناسی‌ همگانی ۲- آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبانان. البته این دو گرایش دروس مشابه زیادی دارند، با این تفاوت که زبان شناسی با گرایش آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبانان تخصصی‌تر به مقوله زبان‌فارسی می‌پردازد و با نگاهی به کتب تاریخی به پیشینه تاریخی زبان می‌پردازد و مسائل حوزه آموزش را نیز مطرح می‌سازد.

 


* لیست دروس آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان:

ساخت زبان فارسی، آشنائی با ادبیات معاصر فارسی، مبانی روش تحقیق، اصول و نظریه‌های آموزش‌ زبان خارجی(۱)، انگلیسی ویژه، مفاهیم بنیادی در نحو، بررسی تطبیقی فرهنگ‌ها، زبان فارسی دانشگاهی(۱)، تاریخ زبان فارسی، تهیه وتدوین مواد درسی(۱)، اصول و نظریه‌های آموزش زبان خارجی (۲)، زبان فارسی دانشگاهی(۲)، نحو زبان فارسی، نظریه‌های ارزشیابی و کاربرد آن‌ها در زبان فارسی، اصول معناشناسی آْواشناسی و واج شناسی زبان فارسی، جامعه شناسی زبان، طرح تحقیق، ساخت واژه در زبان فارسی، تجزیه و تحلیل کلام و کاربرد زبان‌شناسی، تدریس عملی (۱)، روانشناسی زبان، سمینار زبانشناسی و زبان فارسی.

 

 

* لیست دروس زبانشناسی همگانی:

آمار و روش تحقیق، تاریخچه زبانهای ایرانی، آواشناسی عمومی، اصول دستور زبان، انگلیسی ویژه، واج شناسی، ساخت واژه (مورفولوژی)، دستور گشتاری، زبانشناسی تاریخی و تطبیقی، زبانشناسی رایانه‌ای و فرهنگ نگاری، ادبیات از دیدگاه زبان‌شناسی، اصول معناشناسی، مکاتب جدید زبانشناسی، ساخت زبان فارسی، شیوه استدلال نحوی، طرح تحقیق، جامعه شناسی زبان، تطور زبان فارسی، تجزیه و تحلیل کلام و کاربرد زبانشناسی، روانشناسی زبان، تاریخ مطالعات دانشمندان ایرانی و اسلامی درباره زبان، گویش‌شناس

 

 

* زمینه‌های اشتغال

فارغ التحصیلان بسته به حوزه‌ی زبانشناسی که در آن کار و مطالعه کرده و پایان‌نامه و مقاله نوشته‌اند دارای تخصص در هر یک از رشته‌های نحو، صرف، منظورشناسی، آواشناسی، واجشناسی، جامعه شناسی زبان و سایر رشته‌های مربوطه پیدا خواهند کرد. فارغ التحصیلان گرایش آموزش فارسی به غیر فارسی زبانان (آزفا) همانطور که از اسمش پیداست می‌توانند در آموزش فارسی به غیر فارسی زبانان صاحب تخصص شوند. بسته به حوزه‌ی فعالیت دوران تحصیل و اشتغال می‌توانند به عنوان استاد دانشگاه، پژوهشگر زبانی و مستند‌ساز زبانی (که خود نوعی پژوهشگر است)، اشتغال در فرهنگستان زبان فارسی, شرکتهای تبلیغاتی برای تنظیم شعار، کار در نشریات مختلف به عنوان ویراستار و مشاور و ... همچنین کار در کلینیکهای گفتار درمانی و ... مشغول فعالیت شوند. در حوزه‌ی تبلیغات و نام‌گذاری برای دستگاه‌ها و محصولات تازه ابداع شده و هر زمینه‌ای که به نحوی با دانش زبان‌شناختی ارتباط پیدا کند یا با جنبه‌های زبان‌شناختی در ارتباط باشد نیز می‌توانند فعالیت کنند.

منبع:shabaneh.ir


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ semnokhbegan ]


روزنامه

تيتر روزنامه هاي امروز پنج شنبه 29 مهر 1389

تيتر روزنامه

تاريخ مراجعه قبول‌شدگان کنکور کارداني به کارشناسي اعلام شد

رهبر انقلاب:ملت ايران لحظه‌اي از آرمان‌هاي خود كوتاه نخواهد آمد

لاريجاني: نبايد از زندگي مردم غافل شد

مردم از مصرف كالاهاي وارداتي پرهيز كنند

تيتر روزنامه

رهبر معظم انقلاب عنوان كردند؛استقبال لبنان از رئيس‌جمهور نشانه عظمت ملت ايران

احضار شهردار تهران و مديرعامل مترو به مجلس

60 ليتر بنزين براي سهميه آبان

علي پروين:تعصب در فوتبال گم شده

تيتر روزنامه

رهبر انقلاب:ملت ايران در برابر عربده‌هاي بيگانگان كوتاه نمي‌آيد

جريان سوم اصولگرايي كدام است؟

108 هزار ميليارد ريال چك بي محل

وزير ارشاد:در حال حاضر بحثي با خانه‌ي سينما نداريم

تيتر روزنامه

رشد 23 درصدي صادرات غير نفتي

290 شركت براي واگذاري به بورس

سهميه بنزين آبان ماه 60 ليتر تعيين شد

كاهش مصرف سوخت با تغيير نسل موتور خودروها

تيتر روزنامه 

مقابله به مثل در فرودگاه‌ها

ديدارهاي مهم مراجع با مقام معظم رهبري

وزير دفاع:خريد اس 300 از ونزوئلا شايعه است

افزايش قيمت شش گروه كالايي

تيترروزنامه ها

رهبري:ملت ايران در مقابل زورگويان لحظه‌اي از آرمان‌هاي خود كوتاه نخواهد آمد

وزير مسكن:مسكن با هدفمندي يارانه‌ها گران نمي‌شود

5/3 ميليون فرانسوي عليه ساركوزي تظاعرات كردند

اسرائيل خطري براي همسايگانش و تهديدي براي ثبات جهان است

تيترروزنامه ها 

رويانيان:هر لحظه ممكن است قيمت بنزين تغيير كند

هجوم نقدينگي بورس به بازرا طلا و مسكن

حساب ذخيره ارزي 10 ميليارد دلار لاغر شد

بازارهاي مالي جهان سقوط كرد

تيترروزنامه ها 

كاهش ممنوعيت‌هاي وارداتي

به دنبال كاهش قيمت جهاني رخ داد؛افت چشمگير قيمت طلا در بازارهاي داخلي

رويانيان اعلام كرد؛60 ليتر بنزين سهميه آبان

وزير راه خبر داد؛مقابله بنزيني با هواپيماهاي اروپايي

تيتر روزنامه ها

ساركوزي دموكراسي را سر بريد؛فرمان سركوب

رهبر انقلاب:استقبال پرشور ملت لبنان از رئيس جمهور شايسته مطالعه و تحليل است

پيوند گردشگري و تجارت در جاده ابريشم

آمارهايي كه در ترافيك سرگيجه گرفته‌اند

تيتر روزنامه ها

رهبر انقلاب:ملت در برابر عربده زورگويان كوتاه نمي‌آيد

افزايش قيمت برق كمتر از انتظار مردم خواهد بود

آخر و عاقبت يكي از كشورهاي حامي فتنه 88

گورباچف نسبت به فروپاشي روسيه همانند شوروي هشدار داد

حمايت

رهبر انقلاب‎:ملت ايران در مقابل زياده خواهي‌هاي استكبار مستحكم خواهد ايستاد

بلا تکليفي 100هزار خانه خالي:خانه‌هاي خالي در پايتخت همچنان احتکار مي شود

هشدار!ايرانيان پير مي شوند

طبل رسوايي حقوق بشر در آمريكا، گوش جهان را پر كرده است


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ semnokhbegan ]

 

 

تساوي 10 نفره استقلال در قم / خداحافظي سپاهان با بحران

 

 

در ادامه هفته دهم ليگ برتر فوتبال ايران، چند ديدار برگزار شد كه در مهمترين ديدارها تيم فوتبال صباي قم برابر استقلال  نفره به تساوي يك بر يك رسيد و سپاهان در مقابل استيل آذين جشنواره گل به راه انداخت.

 

اين ديدار از ساعت 16 در ورزشگاه يادگار امام قم و در حضور بيش از 5 هزار تماشاگر آغاز شد.

آرش برهاني در دقيقه 7 براي استقلال گلزني كرد و يك دقيقه بعد صبا صاحب يك ضربه پنالتي شد كه داود حقي اين ضربه را از دست داد و محمد محمدي دروازه‌بان استقلال توپ را مهار كرد.

در دقيقه 62 امير حسين صادقي به اشتباه با ضربه سر دروازه استقلال را باز كرد. با اين گل مسابقه دو تيم به تساوي يك بر يك رسيدند.

استقلالي‌ها به اين گل اعتراض داشتند و معتقد بودند بازيكنان صبا در اين صحنه به جاي اينكه توپ را به بيرون بزنند بر روي دروازه سانتر كرده‌اند اما مدافع خودي توپ را گل كرده بود.

يدالله جهانبازي داور مسابقه در دقيقه 8 حنيف عمران زاده از استقلال را به دليل اينكه با دست توپ مانع ورود توپ به دروازه شد از ميدان اخراج كرد.

ديدار تيم‌هاي سپاهان اصفهان و استيل‌آذين در هفته دهم ليگ برتر فوتبال از ساعت 16 در ورزشگاه فولادشهر اصفهان با حضور 2 هزار تماشاگر برگزار شد.

هر چند در نيمه اول دو تيم بازي جذابي به نمايش نگذاشتند و نتوانستند موقعيت خطرناكي را روي دروازه‌ها خلق كنند، اما در نيمه دوم سپاهاني‌ها بازي هجومي آغاز كردند و با 5 گل از سد حريف خود گذشتند.

محرم نويدكيا در دقيقه 49، رضا عنايتي در دقيقه 51، جواد كاظميان در دقيقه 63، احمد جمشيديان در دقيقه 70 و ميلوراد يانوش در دقيقه 85 گل‌هاي تيم اصفهاني را به ثمر رساندند تا شاگردان امير قلعه‌نويي چهارمين پيروزي خود در اين فصل را جشن بگيرند.

قضاوت اين ديدار بر عهده هدايت ممبيني بود. وي به امير شاپورزاده از استيل‌آذين و خسرو حيدري از سپاهان كارت زرد نشان داد.

گفتني است كه آخرين ديدار اين هفته از ساعت 18:15 در ورزشگاه آزادي بين دو تيم پرسپوليس و ملوان برگزار مي شود.

ديگر نتايج به صورت زير است:

تراكتورسازي تبريز 3 - نفت تهران يك

جاسم كرار (23)

علي عليزاده (44)

رسول خطيبي (72).../

عصر ايران ورزشي


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ semnokhbegan ]

 

 

استرس زیاد زنان

 

آیا می دانید بسیاری از خانم ها دارای استرس زیاد هستند؟چرا و چه راه حلی برای این مشکل وجود دارد؟

 

می‌گویند زن امروزی در دریایی از استرس‌ها غوطه‌ور است. امروز، بیشتر زنان ‌علاوه بر اینکه درگیر عوامل استرس‌آور سنتی هستند، مانند خواست‌هایی که فرزندان و والدین‌شان از آنها دارند در معرض استرس‌های قابل‌ملاحظه محیط کار نیز قرار دارند.

 

مسوولیت‌های مربوط به خانه‌داری و فرزندپروری، دستمزد ناعادلانه (دستمزد زنان هنوز به طور متوسط 70 تا 80 درصد دستمزد مردانی است که همان مسوولیت را با همان میزان تحصیلات بر عهده دارند) و از همه مهم‌تر ناتوانی در برقراری توازن بین شغل و مسوولیت‌های خانوادگی باعث شده است بزرگ‌ترین مشکل روزانه زنان شاغل دنیا، استرس باشد.

 

این شرایط برای زنان جوانی که عهده‌دار مشاغل رده بالا هستند و ضمنا در خانه مسوولیت نگهداری از کودک و خانه‌داری را برعهده دارند، بیشتر مصداق پیدا می‌کند.

 

مردان، پس از کار روزانه استرس‌آور، وقتی به خانه برمی‌گردند معمولا استراحت می‌کنند اما زنان، پس از انجام دادن هما‌ن مشاغل و بازگشت به خانه‌‌، استراحت نمی‌کنند.

 

این استرس‌های ناشی از شیفت دوم کار روزانه است که بسیاری از زنان را از لحاظ عاطفی و جسمانی به زانو درمی‌آورد. بعضی زنان به علت داشتن توانایی کافی برای تشخیص و کنار آمدن با استرس، بهتر از مردان استرس را در زندگی خود کنترل می‌کنند.

 

در میان گذاشتن ناکامی‌ها با دوستان یا حتی گریه کردن می‌توانند بدترین آثار استرس را کاهش دهند. این احتمال وجود دارد که زنان با آگاهی از استرس‌زا بودن زندگی خود، برای بهتر زیستن روش مناسبی انتخاب کنند. غالبا زنان با اتخاد رژیم غذایی مناسب، کم کردن وزن، ترک سیگار، خواب کافی یا برنامه ورزشی، ناکامی‌های خود را برطرف می‌کنند و به این وسیله به کمک خود می‌شتابند.

 

زنانی که احساس می‌کنند در استرس غرق شده‌اند، احتمال دارد بعضی راهبردهای مقاومت در مقابل استرس را اتخاذ کنند، مثلا تعیین منبع اصلی استرس، مشخص کردن اولویت در خواسته‌ها و رضایت خاطر داشتن از اموری که کمتر استرس آورند، تنظیم یک برنامه روزانه ثابت و جلب حمایت‌های اجتماعی و اطمینان به توانایی‌های شخصی برای حل مسایل، می‌توانند به بعضی زنان کمک کنند تا استرس خود را بهتر کنترل کنند.

 

گاهی پذیرش این واقعیت که هیچ‌کس نمی‌تواند تمام مشکلات را یک شبه از میان‌ بردارد یا پذیرش شکست‌های موقتی در فعالیت‌های روزمره، می‌تواند به بعضی زنان که فشار زیادی را تحمل می‌کنند، کمک کند تا استرس خود را کاهش دهند. شما این‌طور فکر نمی‌کنید؟ بهتر است به خودتان کمک کنید تا از استرس‌های بیماری‌زا رها شوید. هیچ‌کس بهتر از خودتان نمی‌تواند برای حفظ سلامت روانی شما قدم بردارد.


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ semnokhbegan ]

 

 

ظرف بلوری

 

 


برای آنکه آنها را از خطر شکستن در امان نگه دارید هیچ‌گاه از قسمت انتها داخل آب داغ نگذارید، بلکه از قسمت پهلو در آب فرو برید و برای تمیز کردن کریستال از یک قسمت سرکه و سه قسمت آب گرم استفاده کنید.

 

 

برای از بین بردن آثار خراش


▪ ظروف بلورین
برای از بین بردن آثار خراش ظروف بلورین از خمیر دندان استفاده کنید که صیقل هم می‌دهد.

 

▪ براق کردن ظروف نقره
برای براق‌کردن ظروف نقره،ظروف نقره را درون یک ظرف فلزی که داخل آن آب جوش و کمی تاید ریخته‌ایم می‌گذاریم و این ظرف را روی آتش می‌گذاریم تا مدتی بجوشد سپس خارج کرده خشک کنید.

 

▪ جدا کردن دو لیوان به هم چسبیده
لیوان بالایی را از آب سرد پر کرده و پائینی را در آب داغ فرو برید.

 

▪ مرمت لبه لیوان
بریدگی یا ناصافی کوچک در لبه یک لیوان را می‌توان با سمباده صاف کرد.

 

▪ ماساژ ظروف نقره
برای جلادادن ظروف نقره مثل قاشق و چنگال می‌توان از روغن زیتون استفاده کرد و برای لکه‌های سفید روی آنها مقداری نمک بمالید.

 

▪ تمیزکردن ظروف نقره
از روش ظروف آلومینیوم که با نمک و جوش شیرین است انجام می‌شود.


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ semnokhbegan ]

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان ‌من‌ دعائه عليه السلام ‌فى‌ طلب الستر ‌و‌ الوقايه   بود ‌از‌ دعاى ‌آن‌ امام عاليمقام ‌در‌ طلب نمودن پوشيدن معاصى ‌و‌ نگهداشتن ‌از‌ ذنوب اگر خداى عزوجل بخواهد نظر رافت ‌و‌ مهربانى خود ‌را‌ ‌از‌ بندگان خود بردارد سلسله ‌ى‌ موجودات رشته ‌ى‌ وجودشان قطع شود، اگر بخواهد نظر ستر ‌و‌ حفظ خود ‌را‌ ‌از‌ بندگان خود منحرف سازد بندگان محترم ‌و‌ مكرم ‌در‌ نظر غير ‌او‌ ‌از‌ رسوايان ‌و‌ ذليلان ‌و‌ خواران خواهند بود ‌پس‌ ‌بر‌ بنده لازم است ‌كه‌ ‌از‌ ‌او‌ التماس ‌و‌ سئوال نمايد لطف ‌و‌ رحمت ‌او‌ ‌را‌ ‌كه‌ بپوشاند عيوبات مخفيه ‌ى‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌كه‌ خوار نشود، فرق ‌و‌ جدائى ميان ستر ‌و‌ وقايه معلوم است زيرا ‌كه‌ ‌مى‌ شود ستر باشد بدون وقايه چنانكه اكثر افراد مردم مبتلا ‌به‌ درد معصيت هستند ‌و‌ ميان خود ‌و‌ خداى خود مرتكب مخالفت هستند لكن خداى عزوجل ‌از‌ باب وفور لطف ‌و‌ زيادتى مرحمت ‌و‌ صفت ستاريت ‌آن‌ ‌را‌ پوشانده ‌و‌ ‌او‌ ‌را‌ مفتضح ‌و‌ خوار ننموده ‌و‌ نمى نمايد ‌نه‌ ‌در‌ زمين ‌و‌ ‌نه‌ ‌در‌ آسمان ‌نه‌ ‌در‌ دنيا ‌و‌ ‌نه‌ ‌در‌ آخرت چنانچه ‌در‌ دعاى بيت المعمور ‌از‌ بعضى ‌از‌ روايات استفاده شود مناسب ‌آن‌ دعاى بزرگوار نقل شود  
و اين دعاى بزرگوار ‌در‌ فضل ‌او‌ ‌دو‌ حديث وارد است:   اول- آنچه كفعمى ‌در‌ حاشيه ‌ى‌ مصباح نقل نموده ‌و‌ ابن فهد ‌در‌ عده الداعى همان ‌را‌ نقل ‌مى‌ نمايد ‌و‌ ترجمه ‌او‌ تفصيلى دارد مخلص ‌آن‌ است ‌كه‌ دعاى بيت المعمور اگر جمع شوند ملائكه آسمانها ‌و‌ زمينها خواهند ‌كه‌ بيان كنند ‌يك‌ جزو ‌از‌ هزار جزو ثواب اين دعا ‌را‌ قدرت ‌بر‌ ‌آن‌ ندارند ‌و‌ ‌مى‌ پوشاند الله تعالى كارهاى قبيح خواننده ‌ى‌ اين دعاء ‌را‌ ‌به‌ هزار ‌و‌ پانصد ‌در‌ دنيا ‌و‌ آخرت، ‌و‌ ‌مى‌ آمرزد گناهان ‌او‌ ‌را‌ ‌هر‌ چند مثل ‌كف‌ دريا باشد حتى گناهان كبيره ‌ى‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ ‌مى‌ گشايد هفتاد دراز رحمت، ‌و‌ عطا ‌مى‌ كند ثواب ‌هر‌ مصيبت رسيده را.   دوم- ابن بابويه ‌در‌ كتاب توحيد روايت نمايد ‌به‌ اسناد خود ‌از‌ حضرت پيغمبر صلى الله عليه ‌و‌ آله ‌و‌ ‌كه‌ جبرئيل (ع) نازل ‌شد‌ ‌بر‌ ‌آن‌ حضرت ‌به‌ اين دعا ‌در‌ حالى ‌كه‌ خندان ‌و‌ خوشحال بود ‌پس‌ سلام كرد ‌بر‌ ‌آن‌ حضرت ‌و‌ ‌آن‌ حضرت جواب سلام گفت ‌پس‌ عرض نمود كه: الله تعالى هديه فرستاده ‌به‌ سوى شما پيغمبر پرسيد كه: ‌چه‌ چيز است؟   جبرئيل گفت: كلماتى است ‌از‌ گنجهائى ‌كه‌ عرش خدا گرامى داشته است ‌تو‌ ‌را‌ ‌به‌ آنها ‌پس‌ ‌آن‌ حضرت فرمود: ‌كه‌ كدام است آنها جبرئيل دعا ‌را‌ خواند بعد ‌از‌ ‌آن‌ حضرت ‌از‌ ثواب ‌او‌ پرسيد:   جبرئيل گفت: دور است معلوم نمودن تمام ثواب ‌آن‌ اگر جمع شوند ملائكه هفت آسمان ‌و‌ هفت زمين ‌بر‌ اينكه بيان كنند ثواب ‌آن‌ ‌را‌ ‌تا‌ روز قيامت نتوانند بيان نمود ‌از‌ ‌صد‌ هزار جزء ‌يك‌ جزء.   بعد جبرئيل گفت: چون بنده گويد:   ‌يا‌ ‌من‌ اظهر الجميل ‌و‌ ستر القبيح ‌مى‌ پوشاند ‌او‌ ‌را‌ خدا رحمت خود ‌در‌  
دنيا ‌و‌ آخرت ‌و‌ زينت ‌مى‌ دهد ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ آخرت ‌و‌ ‌مى‌ پوشاند ‌بر‌ ‌او‌ پانصد رحمت ‌در‌ دنيا ‌و‌ آخرت.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ ‌من‌ لم يوءاخذ بالجريره ‌و‌ لم يهتك الستر، محاسبه نمى نمايد خدا ‌با‌ ‌او‌ ‌در‌ روز قيامت ‌و‌ اظهار نمى كند گناه ‌او‌ ‌را‌ روزى ‌كه‌ ظاهر شود گناهان .   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ عظيم العفو، بيامرزد گناهان ‌او‌ ‌را‌ ‌هر‌ چند ‌به‌ قدر ‌كف‌ دريا باشد.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ حسن التجاوز، بگذرد ‌از‌ تقصيرات ‌او‌ حتى ‌از‌ دزدى ‌و‌ شراب خوردن ‌و‌ ساير گناهان بزرگ.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ واسع المغفره: بگشايد خداى عزوجل ‌از‌ براى ‌او‌ هفتاد ‌در‌ ‌از‌ درهاى رحمت ‌پس‌ فرو ‌مى‌ رود ‌در‌ رحمت خدا ‌تا‌ وقتى ‌كه‌ بيرون رود ‌از‌ دنيا.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ باسط اليدين بالرحمه: پهن نمايد خداى تعالى ‌بر‌ ‌او‌ رحمت خود را.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ صاحب كل نجوى ‌و‌ منتهى كل شكوى عطاء نمايد ثواب ‌هر‌ آفت رسيده ‌و‌ ‌بى‌ آفت ‌و‌ ‌هر‌ مريض ‌و‌ صاحب علت ‌و‌ ‌هر‌ فقير ‌و‌ مسكين ‌و‌ ‌هر‌ صاحب مصيبت ‌تا‌ روز قيامت.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ كريم الصفح گرامى دارد خدا ‌او‌ ‌را‌ مثل گرامى داشتن پيغمبران.   چون گويد: ‌يا‌ عظيم المن عطا نمايد خدا ‌به‌ ‌او‌ ‌در‌ روز قيامت چيزهائى ‌را‌ ‌كه‌ خودش آرزوى ‌او‌ نموده ‌و‌ جميع خلايق آرزوى ‌او‌ ‌را‌ داشته باشند.  
چون گويد: ‌يا‌ مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها عطا نمايد ‌به‌ ‌او‌ ثواب ‌به‌ عدد ‌هر‌ ‌كه‌ شكر نعمت ‌او‌ نموده باشد.   ‌و‌ چون گويد: ‌يا‌ ربنا ‌و‌ ‌يا‌ سيدنا فرمايد خدا ‌اى‌ ملائكه ‌من‌ شاهد باشيد ‌كه‌ ‌من‌ آمرزيدم اين بنده ‌را‌ ‌و‌ ‌به‌ ‌او‌ عطا نمودم ‌از‌ جمله ثواب ‌به‌ عدد ‌هر‌ جميع ‌كه‌ خلق كردم ‌در‌ بهشت ‌و‌ دوزخ ‌و‌ هفت زمين ‌و‌ آسمان ‌و‌ آفتاب ‌و‌ ماه ‌و‌ ستارگان، ‌و‌ دانه هاى باران ‌و‌ انواع خلق ‌و‌ كوهها، ‌و‌ سنگها ‌و‌ ريگها ‌و‌ غير آنها ‌و‌ عرش ‌و‌ كرسى.   چون گويد: ‌يا‌ مولانا ‌پر‌ نمايد قلب ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ ايمان.   چون گويد: ‌يا‌ غايه رغبتنا عطاء نمايد ‌به‌ ‌او‌ ‌در‌ روز قيامت آنچه ‌را‌ ‌كه‌ مرغوب تمام مردم است.   چون گويد: اسئلك ‌يا‌ الله ‌ان‌ ‌لا‌ تشوه خلقى ‌و‌ خلق والدى بالنار.   گويد خداى عزوجل: ‌اى‌ ملائكه شاهد باشيد ‌كه‌ آزاد نمودم ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ پدر ‌و‌ مادر ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ خواهران ‌و‌ خويشان ‌و‌ فرزندان ‌و‌ همسايگان ‌او‌ ‌را‌ ‌و‌ ‌او‌ ‌را‌ شفيع نمودم ‌در‌ ‌حق‌ هزار مرد ‌كه‌ واجب شده باشد ‌بر‌ ايشان آتش، ‌و‌ نجات دادم ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ آتش جهنم ‌پس‌ تعليم گير ‌اى‌ محمد (ص) اين كلمات ‌را‌ ‌و‌ تعليم مكن آنها ‌را‌ ‌بر‌ منافقان ‌چه‌ اين دعائى است ‌كه‌ مستجاب ‌مى‌ شود انشاء الله تعالى ‌و‌ اين دعاء ‌را‌ دعاء اهل بيت معمور گويند ‌مى‌ خوانند ‌آن‌ ‌را‌ وقتى ‌كه‌ طواف ‌مى‌ كنند دور او.   بدان اگر انسان عاصى باشد ‌و‌ خدا ‌او‌ ‌را‌ ستر نمود ‌و‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ دنيا ‌و‌ آخرت مفتضح ننمود ‌و‌ داخل بهشت نمود ‌و‌ مع ذلك ‌او‌ ‌را‌ درجات مقربين ندهند. ‌پس‌ اگر بخواهد انسان فايز شود ‌به‌ مراتب عليه ‌بر‌ اوست ‌كه‌ اجتناب نمايد ‌از‌ معاصى ‌و‌ گناهان ‌از‌ اين جهت است ‌كه‌ امام عليه السلام طلب ستر ‌و‌ وقايت ‌هر‌ ‌دو‌ نموده  
است.  
خداى ‌من‌ رحمت بفرست ‌بر‌ پيغمبر ‌و‌ ‌آل‌ او، بگستران ‌تو‌ فرشهاى بزرگى خود ‌را‌ براى من.   يعنى: حرير ‌و‌ ديباج ‌و‌ استبرق ‌و‌ نحو ‌آن‌ ‌كه‌ مهيا نمودى ‌در‌ غرفات بهشت ‌و‌ آنها ‌را‌ ‌به‌ ‌آن‌ فرش ‌و‌ بساط نمودى ‌كه‌ اولياى خود ‌را‌ ‌در‌ ‌آن‌ منزل جاى دهى مرا نيز ‌از‌ جمله ‌ى‌ آنها بگردان ‌كه‌ متنعم شوم ‌به‌ چيزى ‌كه‌ ايشان متنعم شوند   فرش: ‌در‌ لغت ‌و‌ عرف بساطى ‌را‌ گويند ‌كه‌ انسان ‌در‌ ‌او‌ ‌مى‌ نشيند ‌و‌ نقل ‌به‌ باب افعال ‌كه‌ ‌شد‌ ‌دو‌ مفعول ‌مى‌ گيرد.   مهاد: جمع مهد ‌به‌ معنى فرش ‌و‌ بساط واو مفعول دوم ‌او‌ هست.   داخل نما مرا ‌در‌ راههاى رحمت خود ورود دخول تشنه است ‌بر‌ آب مشارع: جمع مشرعه است ‌و‌ ‌او‌ راه ‌و‌ جائى است ‌در‌ كنار نهر ‌كه‌ انسان ‌از‌ ‌آن‌ مكان اخذ آب نمايد، ‌از‌ اينكه رحمت ‌و‌ بخشش خدا زياد است ‌و‌ ‌از‌ كثرت نتوان تعداد نمود امام طلب نمايد تمام ‌آن‌ رحمات ‌و‌ مهربانيهاى ‌او‌ ‌به‌ راههائى ‌كه‌ ‌به‌ ‌او‌ توان رسيد ابن ‌بر‌ تقديرى است ‌كه‌ رحمت متعدد باشد، ‌و‌ ‌مى‌ توان گفت رحمت ‌يك‌ چيز است مثل دخول بهشت لكن اسباب ‌او‌ بسيار است ‌پس‌ مشارع ‌دو‌ احتمال دارد.   نازل نما ‌تو‌ مرا ‌در‌ وسط بهشت تو.   حلول: نزول است.   بحبوحه: بضم ‌هر‌ ‌دو‌ ‌به‌ وسط شى ء است چونكه مراتب جنان مثل دركات  
جحيم متفاوت ‌و‌ مختلف است مرتبه ‌ى‌ عليا وسط ‌آن‌ است ‌و‌ ‌به‌ خاطر ‌آن‌ امام طلب اين مرتبه نمود ‌و‌ ‌مى‌ توان گفت: اين كنايه ‌از‌ مرتبه ‌ى‌ عليا است زيرا ‌كه‌ درجات بهشت تفاوت ‌به‌ حسب فوقيه ‌و‌ تحتيت دارند ‌نه‌ ‌به‌ حسب وسط ‌و‌ اطراف.   علامت ‌و‌ نشانه نگذار ‌تو‌ مرا برد ‌و‌ جواب دادن ‌از‌ خود، چون انسان همين ‌كه‌ رحمت خدا شامل حال ‌او‌ نشد ‌و‌ ‌در‌ معرض تفضل ‌و‌ احسان واقع نشد چنان رسوائى ‌و‌ افتضاح ‌و‌ خوارى ‌بر‌ ‌او‌ مستولى شود ‌هر‌ ‌كه‌ ‌از‌ اهل محشر ‌از‌ ‌جن‌ ‌و‌ انس ‌و‌ ملك ‌بر‌ ‌او‌ نظر كند ‌مى‌ داند ‌كه‌ ‌او‌ ‌از‌ اهل سخط ‌و‌ عذاب است، خداى عزوجل ‌او‌ ‌را‌ مايوس نموده ‌از‌ لطف خود.   ‌و‌ محروم مكن ‌تو‌ مرا ‌به‌ نااميدى ‌از‌ تو، چونكه انسان بعضى ‌از‌ اعمال خوب ‌و‌ خير ‌در‌ دنيا نمايد ‌از‌ قبيل صله ‌ى‌ رحم ‌و‌ صدقه ‌و‌ قضاء حوائج برادران دينى ‌و‌ نحو ‌آن‌ ‌و‌ ‌به‌ واسطه ‌ى‌ ‌او‌ اميد ‌و‌ رجاء بهشت ‌و‌ رضوان دارد لكن بعضى ‌از‌ معاصى مرتكب ‌شد‌ ‌كه‌ ‌او‌ سبب ‌شد‌ ‌كه‌ اعمال خير ‌او‌ منفعت ‌به‌ حال ‌او‌ ندارد ‌و‌ خايب ‌و‌ نااميد شود مثل غيبت ‌و‌ كذب ‌و‌ ايذاء پدر ‌و‌ مادر ‌و‌ نحو ‌آن‌ ‌يا‌ اينكه ‌از‌ وفور مرحمت ‌و‌ رافت خداى رجاء بخشش ‌و‌ عفو ‌او‌ دارد ‌و‌ هيچ عملى ‌هم‌ ندارد ‌از‌ اينكه ‌او‌ ‌را‌ عملى نباشد محروم شود اگر ‌چه‌ ‌از‌ بعض روايات چنان استفاده شود ‌كه‌ اگر بنده ‌در‌ دنيا اميد خير ‌و‌ خوبى ‌از‌ خدا داشته باشد سبب نجات ‌او‌ خواهد بود.   مرويست ‌كه‌ ‌در‌ روز قيامت چون بعضى ‌از‌ مردمان ‌را‌ حاضر سازند امر شود ‌كه‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ جانب جهنم برند ‌از‌ براى گناهان ‌و‌ معاصى ‌او‌ ملائكه عذاب ‌او‌ ‌را‌ كشند ‌به‌ جانب آتش ‌در‌ وقت رفتن ‌به‌ جانب آتش نظرى ‌به‌ قفاى خود كند ‌و‌ عرض  
نمايد چنين نبود اميد ‌من‌ ‌بر‌ ‌تو‌ وحى رسد ‌كه‌ ‌او‌ ‌را‌ برگردانيد اگر ‌چه‌ دروغ ‌مى‌ گويد زيرا ‌كه‌ ‌او‌ ‌در‌ دنيا هرگز ‌بر‌ ‌من‌ گمان خير ‌و‌ خوبى نداشت.  
مقاصه نكن مرا ‌به‌ ‌آن‌ ‌چه‌ ‌كه‌ مرتكب شدم من، خداى عزوجل عوض گناهان ‌و‌ ذنوب عقوبات مهيا نموده ‌و‌ عوض طاعات درجات ‌و‌ حسنات قرار داده انسان گاهى ‌كه‌ مرتكب بعضى ‌از‌ معاصى شود ‌و‌ طاعاتى ‌هم‌ نمود ‌مى‌ شود ‌كه‌ خداوند عالم طاعت ‌و‌ حسنه ‌او‌ ‌را‌ عوض عصيان ‌او‌ بگيرد ‌و‌ ‌در‌ صحيفه ثواب طاعات نباشد ‌و‌ ‌او‌ ‌را‌ تقاص ‌و‌ گرو معصيت گرفت.   اجتراح: كسب معصيت.   تقاص: عوض ‌حق‌ گرفتن كلمه ‌ما‌ ‌در‌ اجترحت موصوله عايد صله محذوف ‌پس‌ معنى ‌آن‌ است ‌كه‌ عوض نگير مرا ‌به‌ ‌آن‌ ‌چه‌ كسب نمودم ‌از‌ گناهان.   اظهار عيب منما ‌در‌ آنچه كسب نمودم مناقشه ‌در‌ مطلب ايراد ‌بر‌ ‌آن‌ است ‌و‌ ‌در‌ حساب دقت است ‌و‌ استقصاء ‌پس‌ اگر خدا بخواهد مناقشه ‌در‌ عمل نمايد هيچ عملى ‌از‌ براى انسان نماند سالم، اين است ‌كه‌ ‌در‌ بعض ادعيه وارد است ‌كه‌ پناه ‌مى‌ برم ‌به‌ سوى ‌تو‌ ‌از‌ مناقشه ‌در‌ حساب مثلا ‌مى‌ شود انسان گاهى عملى ‌از‌ عبادات نمود خالصاو مخلصالله ‌و‌ ‌فى‌ الله لكن مخلوط هست ‌بر‌ ‌يا‌ ‌به‌ نحوى ‌كه‌ ‌بر‌ خود عامل مشتبه است قطع دارد ‌كه‌ عمل ‌او‌ خالص است ‌و‌ مع ذلك خدا ‌بر‌ ‌او‌ معلوم نمايد ‌كه‌ اين عمل مال ‌من‌ نبوده است چنانچه ‌در‌ بعضى ‌از‌ روايات وارد است ‌كه‌ ريا ‌در‌ عمل پوشيده ‌تر‌ است ‌از‌ حركت پاى مورچه ‌در‌ ‌شب‌ تار ‌در‌ سنگ صاف.  
آشكار ننما ‌تو‌ پنهان شده ‌ى‌ مرا ‌و‌ برندار امر پوشيده ‌ى‌ مرا، عيوب مخفيه انسان ‌دو‌ نحو است يكى ‌آن‌ است ‌كه‌ نداند ‌او‌ ‌را‌ مگر خود ‌و‌ خدا ‌و‌ اين قسم تعبير ‌به‌ كتمان شود گفته شود سركاتم ‌و‌ ديگر ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌مى‌ شود مردم ‌بر‌ ‌او‌ مطلع شوند لكن ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ مردم بپوشاند ‌در‌ بازار قيامت چون انسان مورد تفضل نشود ‌هر‌ ‌دو‌ قسم ‌از‌ عيوب ‌او‌ خواهد آشكار ‌و‌ هويدا ‌شد‌ نعوذ بالله.   ‌و‌ نگذار ‌در‌ ترازوى عدل ‌و‌ انصاف كردار مرا، ‌در‌ نزد اهل اسلام محقق است ثبوت ميزان ‌كه‌ اعمال خلايق ‌در‌ ‌آن‌ سنجيده شود ‌و‌ اين نحو على نحو الاجمال عدل خدائى است ‌كه‌ قوه ‌ى‌ عاقله ‌بر‌ ‌آن‌ حكم نمايد اختلاف ‌در‌ ‌آن‌ است ‌كه‌ اين ميزان ‌چه‌ هست بعضى ‌را‌ گمان ‌آن‌ است ‌كه‌ ميزان عبارت است ‌از‌ حكم ‌به‌ عدل ‌و‌ انصاف خلاق عالم ‌در‌ روز قيامت، بنابراين اطلاق ميزان مجاز است ‌و‌ خلاف ظواهر آيات ‌و‌ نصوص است آنچه اكثر قوم ‌بر‌ ‌او‌ رفته اند.   ‌و‌ بعضى ‌از‌ روايات صحيحه ‌و‌ صريحه ‌كه‌ ‌بر‌ ‌آن‌ دلالت كند ‌آن‌ ترازوئى است مثل ترازوى اهل تجارت ‌و‌ ‌به‌ ‌آن‌ اعمال مردم سنجيده گردد.   ‌و‌ ‌در‌ خبر صحيح است ‌كه‌ صحيفهاى مردم سنجيده شود ‌به‌ ميزانى ‌كه‌ ‌او‌ ‌را‌ عمودى ‌و‌ ‌دو‌ كفه باشد همه ‌ى‌ خلايق ‌در‌ ‌آن‌ نظر نمايند براى اظهار معدلت ‌و‌ قطع معذرت.   ‌از‌ ابن عباس مروى است ‌كه‌ درازى عمود ميزان پنجاه هزار سال راه است ‌و‌ كفهاى ‌او‌ يكى ‌از‌ نور ‌و‌ يكى ‌از‌ ظلمت است حسنات ‌را‌ ‌در‌ كفه ‌ى‌ نور نهند ‌و‌ سيئات ‌را‌ ‌در‌ كفه ‌ى‌ ظلمت.   ‌و‌ ‌در‌ سوره ‌ى‌ زلزال خداى عالم ‌مى‌ فرمايد: ‌هر‌ ‌بد‌ ‌و‌ خوب اگر ‌چه‌ اندك ‌و‌  
به مقدار ذره باشد خواهد ديد،   ‌و‌ ‌در‌ سوره ‌ى‌ قارعه ‌مى‌ فرمايد: ‌هر‌ ‌كه‌ ميزان عمل ‌او‌ ‌در‌ روز قيامت سنگين است ‌او‌ ‌در‌ سعه ‌و‌ اطمينان است ‌و‌ ‌هر‌ ‌كه‌ ميزان عمل ‌او‌ سبك است جاى ‌او‌ جهنم است.   ‌و‌ ‌در‌ سوره ‌ى‌ اعراف ‌و‌ مومن نيز نظير اين ‌مى‌ فرمايد ثقل ‌و‌ خفت ‌به‌ ‌دو‌ نحو تصور شود يكى ‌آن‌ است ‌كه‌ يكى ‌از‌ خير ‌و‌ ‌شر‌ است ‌و‌ ديگرى اصلا نيست.   دوم- ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌هر‌ ‌دو‌ هست لكن يكى راجح ‌و‌ زيادتر ‌از‌ ديگرى است ‌و‌ كيف كان ثبوت ‌فى‌ الجمله كفايت ‌در‌ ترسيدن انسان ‌مى‌ كند اگر بناء عدل باشد ‌در‌ يوم الفصل ‌نه‌ بناء فضل ‌و‌ كرم ‌پس‌ واى ‌به‌ ‌ما‌ واى ‌به‌ ما.   آشكار نكن ‌بر‌ چشمهاى خلايق حال ‌و‌ شغل مرا.   ملاء: جماعت. خبر ‌به‌ معنى حال ‌و‌ كار ‌و‌ شغل است.  
و پنهان نما ‌تو‌ ‌از‌ آنها آنچه ‌را‌ ‌كه‌ هست پهن شدن ‌او‌ ‌بر‌ ‌من‌ ننگ ‌و‌ ‌به‌ پيچ ‌تو‌ ‌از‌ آنها امرى ‌را‌ ‌كه‌ لاحق ‌مى‌ كند ‌او‌ ‌را‌ نزد ‌تو‌ ‌به‌ خوارى ‌و‌ ذلت.   اخف ‌و‌ اطو ‌هر‌ ‌يك‌ ‌از‌ باب افعال است ‌پس‌ ‌هر‌ ‌يك‌ متعدى ‌به‌ ‌دو‌ مفعول است عارا ‌و‌ شنارا ظاهر ‌آن‌ است ‌كه‌ مفعول ثانى باشد ‌نه‌ حال ‌و‌ تميز.   بدان ‌كه‌ انسان ‌در‌ عالم دنيا اگر ‌بر‌ ‌او‌ دوبليه ‌يا‌ ازيد اگر وارد آيد اگر يكى غالب باشد ‌پس‌ ديگرى خواهد محو ‌و‌ نابود ‌در‌ نزد ‌او‌ بود چنانكه ‌به‌ العيان مشاهده ‌مى‌ شود، ‌و‌ اما ‌در‌ عالم آخرت بلاياى عظيمه ‌بر‌ ‌او‌ وارد شود ‌هر‌ ‌يك‌ ‌هم‌ تاثير تام ‌و‌ مستقل دارد اگر ‌چه‌ بعضى شديد ‌و‌ بعضى اشد باشد مثلا انسان  
اگر العياذ بالله ‌از‌ اهل طاعت نباشد محزون شدن ‌از‌ بهشت ‌يك‌ بليه ‌ى‌ ‌او‌ است رسوا شدن ‌در‌ نزد اهل محشر مصيبت ديگر ‌او‌ است، شماتت اهل بهشت ‌بر‌ ‌او‌ مصيبت ديگر، شماتت بعض كفار ‌در‌ جهنم بليه ‌ى‌ ديگر، شماتت حفظه ‌و‌ ملائكه ‌ى‌ عذاب بليه ‌ى‌ ديگر او، ‌و‌ اعظم بليات ‌او‌ مايوس شدن ‌او‌ است ‌از‌ رحمت خداى عزوجل.   حضرت امير مومنان (ع) ‌در‌ دعاى كميل عرض ‌مى‌ كند ‌به‌ خداى عزوجل كه: فرض كنم ‌كه‌ ‌بر‌ حرارت آتش ‌تو‌ صبر كردم لكن چگونه صبر توانم نمود ‌به‌ فراق ‌تو‌ ‌پس‌ ‌از‌ اين جهت است ‌كه‌ امام عرض ‌به‌ خدا ‌مى‌ كند ‌كه‌ اين امورى ‌كه‌ باعث شكست ‌و‌ رسوائى است ‌از‌ مردم مخفى دار ‌و‌ مگذار ‌كه‌ نزد مردم پراكنده ‌و‌ پهن شود ‌در‌ نظر آيد ‌كه‌ انسب ذكر اطو بدل انسب لكن اعرف امام است ‌به‌ بلاغت.  
بلند نما مرتبه ‌ى‌ مرا ‌به‌ خشنودى ‌تو‌ كسى ‌كه‌ خدا ‌از‌ ‌او‌ خوشنود باشد ‌از‌ سادات آخرت است ‌و‌ تحصيل رضاى معبود نمى شود مگر اينكه اطاعت ‌او‌ نمايد ‌بر‌ وجهى ‌كه‌ ‌او‌ تحديد نمود.   تمام نما بزرگى مرا ‌به‌ آمرزش خود، شبهه نيست ‌كه‌ مصنوع ‌و‌ مخلوق تصور نمى شود مگر اينكه كرامت ‌و‌ مرحمت صانع شامل حال ‌او‌ شود لكن اكمال كرامت ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌از‌ ‌او‌ بگذرد ‌و‌ ماوى ‌او‌ ‌را‌ بهشت قرار دهد ‌و‌ گرنه ‌بر‌ ‌او‌ هيچ نداده است اين است ‌كه‌ امام عرض نمايد اكمال نما ‌نه‌ اينكه عطا نما.   ‌و‌ پيوند نما مرا ‌در‌ عداد ياران دست راست، ‌و‌ انظمنى فعل امر ثلاثى  
مجرد است ‌از‌ نظم ‌و‌ ‌او‌ ‌در‌ لغت ريسمانى است ‌كه‌ ‌در‌ ‌او‌ جواهر ‌و‌ درر داخل نمايند .   ‌از‌ اينكه اصحاب يمين مثل لوءلوء ‌و‌ مرجان هستند استعاره شده ‌به‌ نظم ‌و‌ آنها اتقيا ‌و‌ اولياء ‌و‌ صلحايند ‌كه‌ بهشت ‌از‌ براى ماوى ‌و‌ مقر آنها قرار داده شده.   ‌از‌ جواب رسول الله بعبد الله ‌بن‌ مسعود چنان مستفاد ‌مى‌ شود ‌كه‌ همينكه انسان دزدى ننمايد ‌و‌ تكبر ‌به‌ غير نكند ‌و‌ توكل ‌به‌ خدا كند ‌او‌ داخل ‌در‌ اصحاب يمين است دور نيست ‌كه‌ عمده ‌ى‌ معاصى ‌از‌ اين ‌سه‌ خصلت است ‌و‌ ‌مى‌ توان گفت ‌كه‌ ‌در‌ ‌آن‌ زمان غالب مردم مبتلا بودند ‌به‌ اين ‌سه‌ خصال ‌نه‌ مثل زمان ‌ما‌ ‌كه‌ مردم داراى اين ‌سه‌ خصال هستند ‌با‌ كثرت معاصى ديگر ‌پس‌ بخواهند ‌از‌ اصحاب يمين شوند منوط است ترك تمام معاصى ‌را‌ نمايند.   ‌و‌ روبرو ‌كن‌ مرا ‌در‌ راههاى ايمنان. يعنى ‌آن‌ طريقى ‌كه‌ مامونين ‌تو‌ ‌در‌ ‌آن‌ راه ‌مى‌ روند مرا نيز ‌در‌ ‌آن‌ راه دلالت ‌كن‌ ‌كه‌ توجه ‌به‌ جانب ‌آن‌ نمايم ‌و‌ اين مطلب نخواهد ‌شد‌ مگر اينكه انسان صفات ذميمه خود ‌را‌ خلع نمايد ‌و‌ متصف ‌به‌ صفات اولياء شود.   ‌و‌ بگردان ‌تو‌ مرا ‌در‌ رسيدن رسيدگان يعنى آنچه خوبان مردم ‌به‌ سبب ‌او‌ رسيدند ‌به‌ مراتب عليه ‌و‌ درجات عاليه مرا نيز موفق دار ‌بر‌ آن.   آباد نما ‌به‌ واسطه ‌ى‌ ‌من‌ مجالس خوبان ‌را‌ ‌و‌ اين عبارت ‌دو‌  
احتمال دارد يكى آنكه توفيق ‌ده‌ مرا ‌كه‌ ‌از‌ بزرگان ‌و‌ معروفين باشم ‌كه‌ بدون ‌من‌ گويا صالح نيست، ‌و‌ ‌مى‌ شود اين باشم ‌كه‌ ‌از‌ كثرت معاشرت ‌و‌ مراوده ‌با‌ صلحاء ‌و‌ الفت مجالس ايشان ‌به‌ حدى باشم ‌كه‌ بدون ‌من‌ مجالسشان رونق ‌و‌ زينتى نداشته باشد.   اجابت فرما ‌اى‌ پروردگار عالميان ‌و‌ مربى مخلوقات اللهم اغفرو ارحم ‌و‌ استر علينا ‌ما‌ تعلم ‌و‌ صل على محمد ‌و‌ آله ‌و‌ سلم.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ semnokhbegan ]

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

و كان من‌ دعائه عليه السلام اذا حزنه امر او‌ اهمته الخطايا دعاى بيست ‌و‌ يكم از‌ دعاى حضرت سيدالساجدين كه‌ مى خوانده اند در‌ هنگامى كه‌ رسيدى به‌ ايشان امرى از‌ امور مكروهه يا‌ به‌ غم آوردى ايشان را‌ خطايايى كه‌ واقع شده بودى.
«اللهم يا‌ كافى الفرد الضعيف، ‌و‌ يا‌ واقى الامر المخوف». من‌ وقيته، اذا صنته عن الاذى. ‌و‌ اضافه الواقى الى الامر من‌ قبيل اضافه الشى ء الى مفعوله. يعنى: بار خدايا، تويى آنكه كفايت كننده اى. حال شخص تنهاى بى قوت را، ‌و‌ تويى آنكه نگاه دارنده اى امر ترسناك را. «افردتنى الخطايا فلا صاحب معى. ‌و‌ ضعفت عن غضبك فلا مويد لى». الخطايا: جمع الخطيئه، ‌و‌ هى الذنب. (يعنى:) تنها ساخته است مرا گناهان من، پس‌ مصاحبى ‌و‌ يارى نيست با‌ من. ‌و‌ ضعيف ‌و‌ بى قوت شده ام از‌ غضب ‌و‌ خشم تو، پس‌ قوت دهنده اى نيست مرا. «و اشرفت على خوف لقائك فلا مسكن لروعتى». اى: اشرفت من‌ شومات الذنوب على ان‌ اخاف لقاءك- اى: لقاء ثوابك- مع
ان لقاءك اعظم لذه مبتغاه ابتغيها ‌و‌ ابهج سعاده متوخاه اتوخاها. ‌و‌ الروع- بفتح الراء-: الخوف ‌و‌ الفزع. يعنى: مشرف شده ام- از‌ شئامت گناهانى كه‌ كرده ام- بر‌ اينكه ترسناك شده ام از‌ ملاقات ثواب تو،- با‌ آنكه اعظم لذات مطلوبه است شرف لقاى تو- پس‌ آرام دهنده اى نيست مر ترس مرا.
«و من‌ يومننى منك ‌و‌ انت اخفتنى؟!». ‌و‌ كيست كه‌ ايمن سازد مرا از‌ عقاب تو‌ ‌و‌ حال آنكه تو‌ ترسانيده اى مرا؟! «و من‌ يساعدنى ‌و‌ انت افردتنى؟!». ‌و‌ كيست كه‌ همراهى كند با‌ من‌ ‌و‌ حال آنكه تو‌ تنها كرده اى مرا؟! «و من‌ يقوينى ‌و‌ انت اضعفتنى؟!». ‌و‌ كيست كه‌ قوت دهد مرا ‌و‌ حال آنكه تو‌ ضعيف ساخته اى مرا؟!
«لا يجير- يا‌ الهى- الا رب على مربوب». اى: لا‌ ينقذ من‌ هرب اليه غيره ‌و‌ لا‌ يمضى الا خفاره رب ‌و‌ امانه على مربوب. فاذا اجار رب احدا ‌و‌ خفره، فلا يكون لمربوب من‌ مربوبيه ان‌ ينقض عليه خفارته ‌و‌ امانه. يعنى: رها نمى گرداند ‌و‌ زينهار نمى دهد كسى كسى را- اى پروردگار من- مگر پروردگار پرورده ‌ى‌ نعمت خود را- كه‌ زينهار دادن او‌ ممضى است ‌و‌ كسى نقض ‌آن نمى تواند كرد. «و لا‌ يومن الا غالب على مغلوب». من‌ اعانه على كذا، اى: سلطه عليه. ‌و‌ فى حديث الدعاء: «رب اعنى ‌و‌ لا‌ تعن على ». ‌و‌ ملخص المعنى ان‌ الطلب سبب التسلط على المطلوب لان الدعاء من‌ اسباب حصول المطلوب ‌و‌ نيله.
(يعنى:) ‌و‌ مسلط نمى تواند شد مگر طالب بر‌ مطلوب خود. چه، طلب كردن سبب حصول مطلوب است.
«و بيدك- يا‌ الهى- جميع ذلك السبب». ‌و‌ در‌ تحت قدرت توست- اى خداوند من- همه ‌ى‌ اين سببها- از‌ ربوبيت ‌و‌ غالبيت ‌و‌ غير آن. «و اليك المفر ‌و‌ المهرب. فصل على محمد ‌و‌ آله، ‌و‌ اجر هربى ‌و‌ انجح مطلبى». ‌و‌ به‌ سوى توست گريزگاه من. پس‌ درود گوى بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او، ‌و‌ پناه ‌و‌ زينهار ده‌ گريختن مرا. ‌و‌ روا گردان مطلب ‌و‌ حاجت مرا.
«اللهم انك ان‌ صرفت عنى وجهك الكريم، او‌ منعتنى فضلك الجسيم، او‌ حظرت على رزقك، او‌ قطعت عنى سيبك لم اجد السبيل الى شى ء من‌ املى غيرك، ‌و‌ لم اقدر على ما‌ عندك بمعونه سواك». ‌و‌ فى نسخه الشهيد: «ان صرفت»- اى: من‌ حيث ان‌ صرفت- «انت عنى وجهك الكريم». «حظرت»- بالحاء المهمله ‌و‌ الظاء المعجمه- اى: منعت. فى النهايه الاثيريه: «لا يحظر عليكم النبات»، اى: لا‌ تمنعون من‌ الزراعه حيث شئتم. ‌و‌ منه فى التنزيل: (ما كان عطاء ربك محظورا)، اى: ممنوعا. ‌و‌ السيب- بالسين المهمله ‌و‌ الياء المثناه من‌ تحت ‌و‌ الباء الموحده- بمعنى العطاء. ‌و‌ فى الحديث: «فى السيوب الخمس». ‌و‌ فى بعض النسخ: السبب- بالباءين الموحدتين. ‌و‌ فى نسخه ابن ادريس: «نيلك»- بالنون ‌و‌ الياء المثناه من‌
تحت- بمعنى عطائك. يعنى: «بار خدايا، اگر بگردانى از‌ من‌ روى كريم خود را‌ ‌و‌ متوجه حال من‌ نشوى، يا‌ بازدارى از‌ من‌ فضل جسيم خود را» يعنى عظيم. ماخوذ است از‌ قول عرب: قد جسم الشى ء، اى: عظم «يا منع كنى مرا از‌ رزق خود، يا‌ قطع كنى از‌ من‌ عطاى خود» پس‌ اين فقرات چهارگانه به‌ منزله ‌ى‌ مترادفاتند ‌و‌ ايراد اينها از‌ باب تاكيد ‌و‌ اختلاف لفظ است «نبوده ام من‌ كه‌ بيابم راهى به‌ چيزى از‌ اميد خود به‌ غير تو، ‌و‌ قادر نبوده ام به‌ آنچه نزد توست به‌ مددكارى غير تو». «فانى عبدك ‌و‌ فى قبضتك. ناصيتى بيدك. الناصيه: قصاص الشعر، ‌و‌ هو منتهى منبته من‌ مقدم الراس او‌ حواليه. قال المطرزى فى المغرب: قال الازهرى: الناصيه عند العرب منبت الشعر فى مقدم الراس لا‌ الشعر. ‌و‌ انما تسميه العامه ناصيه باسم منبته. ‌و‌ كانه عليه السلام قد كنى عما هو ملاك الذات بالناصيه، ‌و‌ عن شده المقهوريه فى سطوات قدره الله تعالى ‌و‌ قوته بكون الناصيه بيده. ‌و‌ بالجمله الاخذ بالنواصى كنايه عن سلطان قدرته ‌و‌ قوته على هويات الاشياء ‌و‌ ماهياتها. يعنى: پس‌ به‌ درستى كه‌ من‌ بنده ‌ى‌ توام ‌و‌ در‌ قبضه ‌ى‌ قدرت توست ذات من. ‌و‌ به‌ دست توست پيشانى من. ‌و‌ ‌آن كنايه است از‌ كمال سلطنت ‌و‌ قاهريت حق سبحانه ‌و‌ تعالى بر‌ بندگان خود.
لا امر لى مع امرك. نيست مرا هيچ فرمانى با‌ فرمان تو. «ماض فى حكمك. عدل فى قضاوك». روان است ‌و‌ جارى است در‌ من‌ حكم تو. محض عدل ‌و‌ داد است در‌ حق من‌ حكم ‌و‌ قضاى تو.
«و لا‌ قوه لى على الخروج من‌ سلطانك. ‌و‌ لا‌ استطيع مجاوزه قدرتك». هيچ قوت ‌و‌ قدرت نيست مرا بر‌ بيرون رفتن از‌ سلطنت ‌و‌ پادشاهى تو. ‌و‌ هيچ استطاعت ‌و‌ توانايى نيست مرا از‌ درگذشتن از‌ قدرت تو. «و لا‌ استميل هواك، ‌و‌ لا‌ ابلغ رضاك، ‌و‌ لا‌ انال ما‌ عندك، الا بطاعتك ‌و‌ فضل رحمتك». الهوى: الحب. يقال: هوى- بالكسر- يهوى هوى، اى: احب. ‌و‌ «رضاك»، اى: ما‌ ترضى به‌ ‌و‌ تحبه، ‌و‌ هو مقصور. ‌و‌ الاستثناء من‌ جميع الجمل المذكوره. يعنى: به‌ سوى خود ميل ندهم دوستى تو‌ را، ‌و‌ نرسم به‌ رضاى تو، ‌و‌ نيابم آنچه نزديك توست، مگر به‌ طاعت ‌و‌ فرمانبردارى تو‌ ‌و‌ به‌ فضل ‌و‌ رحمت تو.
«الهى اصبحت ‌و‌ امسيت عبدا داخرا لك». الدخور- بالدال المهمله ‌و‌ الخاء المعجمه-: الصغار ‌و‌ الذل. قال ابن الاثير: الداخر: الذليل المهان. يعنى: اى خداوند من، به‌ درستى كه‌ داخل شدم در‌ وقت صبح ‌و‌ در‌ وقت شب در‌ حالتى كه‌ بنده ‌ى‌ ذليل خوارم مر تو‌ را. «لا املك لنفسى نفعا ‌و‌ لا‌ ضرا الا بك. اشهد بذلك على نفسى». مالك نيستم از‌ براى نفس خود سودى ‌و‌ نه زيانى را‌ مگر به‌ سبب تو. گواهى مى دهم به‌ اين معنى بر‌ نفس خويش. «و اعترف بضعف قوتى ‌و‌ قله حيلتى». ‌و‌ معترفم به‌ ضعف ‌و‌ بى قوتى خود ‌و‌ بيچارگى كه‌ ديگر مرا چاره نمانده. «فانجزلى ما‌ وعدتنى. ‌و‌ تمم لى ما‌ آتيتنى».
پس به‌ جاى آر از‌ براى من‌ آنچه وعده داده اى از‌ اجابت دعا. ‌و‌ تمام كن از‌ براى من‌ آنچه داده اى مرا از‌ معرفت ‌و‌ كمال ‌و‌ غير آن. «فانى عبدك المسكين المستكين الضعيف الضرير الحقير المهين الفقير الخائف المستجير». المسكين- مفعيل من‌ السكون- اى: الذى اسكنه الفقر، اى: قلل حركته. ‌و‌ المستكين: الخاضع. ‌و‌ قوله تعالى: (و ما‌ ضعفوا ‌و‌ ما‌ استكانوا)، اى: ما‌ خضعوا. افتعال من‌ السكون. يقال: استكن ‌و‌ سكن، اذا خضع. ‌و‌ قيل: استفعال من‌ السكينه: ‌و‌ هى الحاله السيئه. ‌و‌ الضعيف: ضد القوى. ‌و‌ الضرير: المحتاج. جمعه: الضرائر، اى: المحاويج. ‌و‌ الحقير: الذليل الصغير. ‌و‌ المهين: الحقير. فهو تاكيد له. ‌و‌ الفقير: المحتاج. «الخائف»، اى: انى خائف من‌ عذابك. المستجير، اى: طالب الاجاره ‌و‌ الامان. يقال: استجاره من‌ فلان فاجاره. يعنى: پس‌ به‌ درستى كه‌ من‌ بنده ‌ى‌ توام، ذليل ‌و‌ خوارم، خاضعم ‌و‌ خاشع، محتاج به‌ رحمت تو‌ ‌و‌ حقير ‌و‌ خوار- پس‌ اين الفاظ به‌ حسب معنى نزديك يكديگرند ‌و‌ اختلاف لفظ از‌ باب تاكيد است- ‌و‌ ترسنده از‌ عذاب تو، زينهار جوينده ام از‌ عذاب تو‌ به‌ رحمت تو.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ لا‌ تجعلنى ناسيا لذكرك فيما اوليتنى». اى: اعطيتنى. من: اولاه، اذا اعطاه. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ مگردان مرا فراموش كننده ‌ى‌ مر ذكر تو‌ در‌ آنچه داده اى مرا از‌ نعمتها.
«و لا‌ غافلا عن شكر احسانك فيما ابليتنى». غافلا، اى: ناسيا. ابليتنى، اى: انعمتنى. (يعنى:) ‌و‌ نه غافل ‌و‌ فراموش كننده از‌ شكر احسان تو‌ در‌ آنچه انعام كرده اى از‌ نعمتهاى پى در‌ پى. «و لا‌ آيسا من‌ اجابتك لى ‌و‌ ان‌ ابطات عنى». الايس بمعنى ذو الياس او‌ المايوس. ‌و‌ ايراده على صيغه الفاعل من‌ باب الازدواج ‌و‌ المشاكله. يعنى: نااميد مگردان مرا از‌ اجابت كردن تو‌ دعاى مرا، ‌و‌ اگر چه دير شده باشد اجابت از‌ من. «فى سراء كنت او‌ ضراء، او‌ شده او‌ رخاء، او‌ عافيه، او‌ بلاء، او‌ بوس او‌ نعماء، او‌ جده او‌ لاواء، او‌ فقر او‌ غنى». السراء ‌و‌ الضراء لا‌ مذكر لهما. فتاره يجعل السراء نقيض الضراء فهى بمعنى السعه ‌و‌ الرخاء. ‌و‌ تاره تجعل الصيغتان متشاركتين فى معنى الشده ‌و‌ يفرقان باخذ السراء ما‌ يتعلق بالمال كالفقر ‌و‌ الضيق ‌و‌ الضراء ما‌ يتعلق بالبدن كالعمى ‌و‌ الزمانه ‌و‌ غيرهما من‌ العاهات البدنيه. ‌و‌ الرخاء: ضد الشده ‌و‌ هى السعه. ‌و‌ العافيه هو ان‌ يعافى من‌ الاسقام ‌و‌ البلاء. يقال: عافاه الله معافاه ‌و‌ عافيه. اسم وضع موضع المصدر الحقيقى. كقولك: سمعت راغيه البعير، اى: رغاه، ‌و‌ ثاغيه الشاه اى: ثغاءها. قاله الهروى فى كتابه. ‌و‌ البلاء: المحنه.
و البوس- بالضم-: شده الفقر. ‌و‌ النعماء: ضد البوس. ‌و‌ الجده- بكسر الجيم ‌و‌ التخفيف-: السعه ‌و‌ المقدره. ‌و‌ اللاواء- بالمد- الشده ‌و‌ الجوع. قال ابن الاثير: اللاواء: شده الضيق. فى الحديث: «من كان له ثلاث بنات فصبر على لاوائهن، كن له حجابا من‌ النار». قاله فى الصحاح فى باب اللام ‌و‌ الالف. فصبر على لاواء. يعنى: خواه در‌ حال خرمى باشم يا‌ در‌ حال اندوه، ‌و‌ خواه در‌ سختى باشم ‌و‌ خواه در‌ فراخى ‌و‌ آسانى، يا‌ در‌ حال عافيت باشم از‌ بيماريها يا‌ در‌ حال بيمارى، يا‌ در‌ شدت احتياج باشم يا‌ در‌ نعمت، يا‌ در‌ سعت ‌و‌ فراخى باشم يا‌ در‌ تنگى، يا‌ در‌ حال احتياج باشم يا‌ در‌ توانگرى.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ اجعل ثنائى عليك، ‌و‌ مدحى اياك، ‌و‌ حمدى لك فى كل‌ حالاتى، حتى لا‌ افرح بما آتيتنى من‌ الدنيا، ‌و‌ لا‌ احزن على ما‌ منعتنى منها». يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ مقصود گردان ثناى مرا بر‌ خود، ‌و‌ مدح من‌ تو‌ را‌ بوده باشد نه غير تو‌ را، ‌و‌ سپاس من‌ تو‌ را‌ بوده باشد در‌ جميع حالات، تا‌ خرم نشوم به‌ آنچه داده اى مرا از‌ دنيا ‌و‌ اندوهگين نشوم به‌ آنچه بازداشته اى مرا از‌ آن. چرا كه‌ فرح ‌و‌ حزن سبب ‌آن مى شود كه‌ من‌ از‌ حمد تو‌ وامانم. «و اشعر قلبى تقواك». يعنى: اجعل التقوى شعار قلبى. ‌و‌ الشعار: ما‌ يلى الجسد من‌ الثياب.
يعنى: ترس ‌و‌ پرهيزكارى را‌ شعار دل من‌ ساز كه‌ در‌ هيچ حال از‌ او‌ خالى نبوده باشم. «و استعمل بدنى فيما تقبله منى». ‌و‌ به‌ كاردار جسد ‌و‌ بدن مرا در‌ ‌آن چيزى كه‌ بپذيرى از‌ من. «و اشغل بطاعتك نفسى عن كل‌ ما‌ يرد على حتى لا‌ احب شيئا من‌ سخطك، ‌و‌ لا‌ اسخط شيئا من‌ رضاك». ‌و‌ مشغول گردان نفس مرا به‌ طاعت ‌و‌ فرمانبردارى خود از‌ جميع آنچه وارد مى شود بر‌ من، تا‌ آنكه دوست ندارم اندك چيزى از‌ خشم تو‌ ‌و‌ دشمن ندارم اندك چيزى از‌ خشنودى ‌و‌ رضاى تو.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ فرغ قلبى لمحبتك. ‌و‌ اشغله بذكرك. ‌و‌ انعشه بخوفك ‌و‌ بالوجل منك». «فرغ قلبى»، اى: اجعل قلبى فارغا، اى: خاليا من‌ كل‌ شى ء لدخول محبتك. ‌و‌ انعشه، اى: ارفعه: يقال: نعش الله فلانا، اى: رفعه. ‌و‌ انما سمى نعش الجنازه نعشا لارتفاعه. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ خالى گردان دل مرا از‌ همه ‌ى‌ چيزها از‌ جهت دوستى خود. ‌و‌ مشغول گردان او‌ را‌ به‌ ياد كردن تو. ‌و‌ بلند ساز او‌ را‌ به‌ ترس خود ‌و‌ به‌ ترسكارى از‌ تو. «و قوه بالرغبه فيما عندك. ‌و‌ امله الى طاعتك». ‌و‌ قوى گردان ‌و‌ قوت ده‌ او‌ را‌ به‌ رغبت كردن در‌ ‌آن چيزى كه‌ نزد توست- از‌ مثوبات اخرويه. يعنى چنان كن كه‌ رغبت كند به‌ عبادت ‌و‌ طاعت تو‌ تا‌ سبب مثوبت اخروى او‌ شود- ‌و‌ ميل ده‌ او‌ را‌ به‌ طاعت ‌و‌ فرمانبردارى تو.
«و اجر به‌ فى احب السبل اليك». ‌و‌ جارى گردان او‌ را‌ در‌ دوست ترين راهها به‌ سوى خود. «و دلله بالرغبه فيما عندك ايام حياتى كلها». ‌و‌ راهنمايى كن او‌ را‌ به‌ رغبت كردن در‌ آنچه نزد توست در‌ تمام زندگانى من.
«و اجعل تقواك من‌ الدنيا زادى». اى: فى سفرى الى النشاه الاخره. كما فى قوله سبحانه: (و تزودوا فان خير الزاد التقوى). (يعنى:) ‌و‌ بگردان پرهيزكارى ‌و‌ ترس. تو‌ را‌ از‌ دنيا توشه ‌ى‌ من، به‌ جهت سفر آخرت من. «و الى رحمتك رحلتى». الرحله: الارتحال. (يعنى:) ‌و‌ سفر كردن من‌ به‌ سوى رحمت توست. «و فى مرضاتك مدخلى». ‌و‌ محل داخل شدن من- يا: دخول من- در‌ خشنودى تو‌ است. «و اجعل فى جنتك مثواى». اى: مقامى. يقال: ثوى بالمكان ‌و‌ اثوى، اى: اقام. (يعنى:) ‌و‌ بگردان در‌ بهشت عنبر سرشت خود جاى من‌ ‌و‌ محل اقامت من.
«وهب لى قوه احتمل بها جميع مرضاتك». ‌و‌ ببخش مرا توانايى كه‌ بردارم به‌ سبب ‌آن جميع طاعات تو‌ را. يعنى متحمل جميع طاعات توانم شد كه‌ سبب خشنودى توست. «و اجعل فرارى اليك». ‌و‌ بگردان گريزگاه مرا به‌ سوى خود. «و رغبتى فيما عندك». ‌و‌ رغبت مرا در‌ آنچه نزد توست از‌ اجر ‌و‌ ثواب اخروى. «و البس قلبى الوحشه من‌ شرار خلقك». ‌و‌ در‌ پوشان دل مرا رميدن از‌ خلقان بد تو. ‌و‌ اين استعاره اى است بليغه. «وهب لى الانس بك ‌و‌ باوليائك ‌و‌ اهل طاعتك». ‌و‌ ببخش مرا آرامش به‌ خود ‌و‌ به‌ دوستان خود ‌و‌ اهل طاعت خود.
«و لا‌ تجعل لفاجر ‌و‌ لا‌ كافر على منه، ‌و‌ لا‌ له عندى يدا، ‌و‌ لا‌ بى اليهم حاجه». الفجور: الميل عن القصد. ‌و‌ يقال للكاذب فاجر. ‌و‌ الكفر: تغطيه الانسان نعماء الله تعالى عليه بالجحود. ‌و‌ قيل: سمى الكافر كافرا، لانه يستر بكفره الايمان. ‌و‌ المنه: النعمه. ‌و‌ منه قوله: يا‌ منان، اى: يا‌ منعم. ‌و‌ قيل: المنه تعداد المعطى على المعطى ما‌ اعطاه. ‌و‌ اليد يجى ء بمعنى النعمه ‌و‌ القدره ‌و‌ القوه ‌و‌ الملك ‌و‌ السلطان. ‌و‌ الانسب هاهنا المعنى الاول. يعنى: ‌و‌ مگردان مر فاجرى را- يعنى كسى كه‌ تكذيب حق كند- ‌و‌ نه كافر (ى) را‌ بر‌ من‌ نعمتى، ‌و‌ نه مر او‌ را‌ نزد من‌ قدرتى ‌و‌ قوتى، ‌و‌ نه مرا به‌ سوى ايشان حاجتى.
«بل اجعل سكون قلبى، ‌و‌ انس نفسى ‌و‌ استغنائى ‌و‌ كفايتى بك ‌و‌ بخيار خلقك». بلكه بگردان آرامش دل من‌ ‌و‌ انس نفس من‌ ‌و‌ بى نيازى ‌و‌ كفايت حال مرا منوط به‌ ذات مقدس خود ‌و‌ به‌ بهترين خلق خود.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ اجعلنى لهم قرينا. ‌و‌ اجعلنى لهم نصيرا». القرين: المصاحب. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ بگردان مرا مصاحب بهترين خلقان خود. ‌و‌ بگردان مرا مددكار ايشان. «و امنن على بشوق اليك، ‌و‌ بالعمل لك بما تحب ‌و‌ ترضى». يعنى: ‌و‌ منت نه بر‌ من‌ به‌ شوق ‌و‌ آرزومندى به‌ جناب تو، ‌و‌ به‌ كردارى كه‌ موجب رضاى تو‌ باشد به‌ آنچه دوست دارى ‌و‌ خشنود گردى. «انك على كل‌ شى ء قدير. ‌و‌ ذلك عليك يسير». به‌ درستى كه‌ تو‌ بر‌ همه چيز توانايى- بر‌ ‌آن وجهى كه‌ خواهى. ‌و‌ اين بر‌ تو‌ آسان است.

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ semnokhbegan ]

متن عربی حکمت نهج البلاغه وَ فِى حَدِيثِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ: أَنَّهُ شَيَّعَ جَيْشاً يُغْزِيهِ فَقالَ: ‏أَعْذِبُواْ عَنِ النِّساءِ مَا اسْتَطَعْتُمْ. -وَ مَعْناهُ أَصْدِفُوا عَنْ ذِکْرِ النِّساء وَ شُغْلِ الْقَلْبِ بِهِنَّ وَ امْتَنِعُواْ مِنَ الْمُقارَبَةِ لَهُنَّ، لِأَنَّ ذلِکَ ‏يَفُتّ‏ فِى عَضُدِ الْحَمِيَّةِ، وَ يَقْدَحُ فِى ‏مَعاقِدِ ‏الْعَزِيمَةِ، وَ ‏يَکْسِرُ عَنِ ‏الْعَدُوِّ، وَ يَلْفِتُ عَنِ الْإِبْعادِ فِى الْغَزْوِ، وَ کُلُّ مَنِ امتَنَعَ مِنْ شَىْ‏ءٍ فَقَدْ أَعْذَبَ عَنْهُ، وَ الْعاذِبُ وَ الْعَذُوبُ: الْمُمْتَنِعُ مِنَ الْأَکْلِ وَ الشُّرْبِ.- ترجمه فارسی حکمت نهج البلاغه

ترجمه دشتی


روايتي ديگر از امام (ع) اخلاق نظامي تا مي‏توانيد از زنان دوري کنيد. (معني اين سخن آنکه از ياد زنان و توجه دل به آنها در هنگام جنگ، اعراض کنيد، و از نزديکي با آنان امتناع ورزيد، چه اينکه اين کار بازوان حميت را سست، و در تصميم شما خلل ايجاد مي‏نمايد، و از حرکت سريع، و کوشش در جنگ باز مي‏دارد، هر کس که از چيزي امتناع ورزد گفته مي‏شود (عذب عنه) و (عازب) و (عذوب) به معني کسي است که از خوردن و آشاميدن امتناع مي‏ورزد.)

ترجمه فیض الاسلام

در گفتار آن حضرت عليه‏السلام است (هنگامي) که آن بزرگوار لشگري را بدرقه نموده آنها را به جنگ مي‏فرستاد (اندرز ميداد) و مي‏فرمود: آنچه مي‏توانيد از زنها دوري کنيد (سيدرضي رحمه‏الله فرمايد:) معني اين سخن آن است که (هنگام جنگ) از ياد زنها و دل بستن به آنها دوري نمائيد، و از نزديکي با ايشان خودداري کنيد که آن بازوي حميت و مردي را سست مي‏گرداند و در تصميمها اخلال نموده رخنه مي‏نمايد، و شخص را از دشمن شکست مي‏دهد، و از رفتن و کوشش نمودن در جنگ دور مي‏دارد، و هر که از چيزي امتناع نمايد (درباره او گفته مي‏شود: اعذب عنه يعني) از آن دوري جسته و خود را نگاه داشته است، و عاذب و عذوب کسي است که از خوردن و آشاميدن خودداري نمايد.

ترجمه سید جعفر شهیدی


(و در حديث آن حضرت است، چون سپاهي را مشايعت کرد که به جنگشان مي‏فرستاد فرمود:) چندان که طاقت داريد خود را از زنان باز داريد. (و معني آن اين است که ياد زنان را به خاطر مياريد، و دل خويش بدانان مشغول مداريد، و به زنان نزديک مشويد که آن بازوي حميت را سست گرداند، و پيوندهاي عزيمت را بگسلاند و از دويدن در پي دشمن باز دارد و روي را از در شدن در ميدان کارزار بگرداند. هر چه از چيزي باز دارد اعذاب است. و عاذب و عذوب باز داشته از خوردن و نوشيدن است.)
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ semnokhbegan ]

ترجمه فارسی نهج البلاغه قدرداني از اهل کوفه
تشکر از مجاهدان از جنگ برگشته
خداوند شما مردم کوفه را از سوي اهل بيت پيامبر (ص) پاداش نيکو دهد، بهترين پاداشي که به بندگان فرمانبردار، و سپاسگزاران نعمتش عطا مي‏فرمايد، زيرا شما دعوت ما را شنيديد و اطاعت کرديد، به جنگ فرا خوانده شديد و بسيج گرديديد. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کِتابٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) إِلَيْهِمْ بَعْدَ فَتْحِ الْبَصْرَةِ: وَ جَزاکُمُ اللَّهُ مِنْ أَهْلِ مِصْرٍ عَنْ ‏أَهْلِ‏ بَيْتِ نَبِيِّکُمْ أَحْسَنَ ما يَجْزِى الْعامِلِينَ بِطاعَتِهِ، وَ الشَّاکِرِينَ لِنِعْمَتِهِ، فَقَدْ سَمِعْتُمْ وَ أَطَعْتُمْ، وَ دُعِيتُمْ فَأَجَبْتُم.
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ semnokhbegan ]

ترجمه فارسی نهج البلاغه پيوستگان به خوارج
(امام مردي از ياران خود را فرستاد، تا ببيند آنان که از سپاه کوفه مي‏خواستند به خارجيان بپيوندند، و از امام (ع) در بيم به سر مي‏بردند در چه حالند. چون مرد نزد او برگشت امام فرمود: - ايمن شدند، و بر جاي ماندند يا ترسيدند، و رخت بربستند؟ مرد گفت: اميرالمومنين! رخت بربستند. فرمود:) نابود شوند نابود، چنان که مردم ثمود بدانيد! که چون نيزه‏ها به سوي آنان راست شود، و شمشيرها بر کاسه سرهاشان فرود آيد، از آنچه کردند پشيمان گردند. همانا شيطان، امروز آنان را به گريختن و از جمع مسلمانان بريدن، خواند، و فردا از ايشان بيزار باشد، و از آنان به کنار. آنان را همين بس که از راه راست برون شدند، و در کوري و گمراهي سرنگون، از حق رويگردان، و سرکش در گمراهي، روان. متن عربی نهج البلاغه وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ‏وَ ‏قَدْ ‏أَرْسَلَ‏ ‏رَجُلًا ‏مِنْ‏ ‏أَصْحابِهِ‏ يَعْلَمُ لَهُ عِلْمَ ‏أَحْوالِ‏ قَوْمٍ مِنْ جُنْدِ الْکُوفَةِ قَدْ هَمُّوا بِاللِّحاقِ بِالخَوارِجِ، وَ کانُوا عَلى خَوْفٍ مِنْهُ، عَلَيْهِ السَّلامُ، فَلَمّا عادَ إِلَيْهِ الرَّجُلُ قالَ لَهُ: ءَأَمِنُوا ‏فَقَطَنُوا أَمْ جَبُنُواْ ‏فَظَعَنُوا؟ فَقالَ الرَّجُلُ: بَلْ ظَعَنُوا يا أَمِيرَالْمُؤْمِنينِ. فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: ‏بُعْداً ‏لَهُمْ‏ ‏کَما ‏بَعِدَتْ‏ ‏ثَمُودُ، أَما لَوْ ‏أُشْرِعَتِ‏ الْأَسِنَّةُ إِلَيْهِمْ، وَ صُبَّتِ السُّيُوفُ عَلى ‏‏هاماتِهِمْ‏‏ لَقَدْ نَدِمُوا عَلى ما کانَ مِنْهُمْ، إِنَّ الشَّيْطانَ الْيَوْمَ قَدِ ‏‏اسْتَقَلَّهُمْ‏‏، وَ هُوَ غَداً مُتَبَرِّى‏ءٌ مِنْهُمْ، وَ مُتَخَلٍّ عَنْهُمْ، ‏فَحَسْبُهُمْ‏ ‏بِخُرُوجِهِمْ‏ مِنَ الْهُدى، وَ ‏ارْتِکاسِهِمْ‏ فِى الضَّلالِ وَ الْعَمى، وَ ‏صَدِّهِمْ‏ عَنِ الْحَقِّ، وَ ‏جِماحِهِمْ‏ فِى ‏التِّيهِ‏.
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ semnokhbegan ]
رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
جشن عروسی
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
خدمات برش لیز
رفع جای جوش صورت با سابسیژن
میز و صندلی تالاری
لیپوماتیک
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
چگونه راننده دینگ شویم؟
روغن زالو چیست؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
اهواز چت
تحلیل آماری
فروشگاه اسباب بازی بازیجو

لینک های مفید
آموزش مجازی | دوره آموزشی کفپوش سه بعدی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ

.: :.

آرشيو مطالب
لینک های مفید

|
امکانات وب